اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اند.

اهرام مصر
ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد وبه همين علت معمولا بدن موميايي شده فرعون را تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که که در نزديکي جيزه قرار دارد اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.

باغهاي معلق بابل
گفنه مي شود که اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل بيت المقدس کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد اين باغهاي معاق را براي ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د اين باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود.

مجسمه زئوس
مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلنداي آ ن به ۱۳ متر مي رسيد اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.

معبد ديانا
اين معبد ۵۵۰ قبل از ميلا د مسيح در ناحيه افه سوس در ترکيه کنوني ساخته شد ساخت اين معبد آنقد ر مهم بود که مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساحت آ ن شرکت کرد ند و پس از تکميل از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمد ند طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت که هر کدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد اروس توستن فقط به خاطر کسب شهرت وقد رت اين بنا را به آتش کشيد اما بعد مدتي آنرا تعمير کردند و تالار جديدي براي آن ساختند وسرانجام به فرمان نرون آن جا را به کلي ويران ساختند.

مجسمه آپولو
گفته مي شود که مجسمه آپولوکه يکي از خدايان يونان قديم بوده است درنزد يکي آسياي صغير و در مدخل خليج رودس برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهکارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي که پاهاي خودرا باز کرده بسيار جالب بوده است اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يک زلزله شديد سرنگون شد و تا ساليان درازي به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه هاي آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.

آرامگاه ماسولوس
در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميکه ماسولوس پادشاه کاريس در ترکيه کنوني درگذ شت آرامگاه باشکوهي از مرمر خالص براي اودر شهر هاليکارناس بنا کرد ند اين ساختمان چهار گوش و محيط آن ۱۴۰ متر بود و سقفي هرمي شکل داشت که بر روي تعدادي ستون استوار بود و بر بالاي آن مجسمه کالسکه پيروزي با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند نصب ديده مي شد بلندي اين مقبره به بيش ار ۴۰ متر مي رسيد و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينکه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي از کشف گرديد که هم اکنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.

فانوس درياي اسکندريه
شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود که در بندر اسکندريه مصر برپا شده بود اين بنا ۲۰۰ پيش از ميلاد مسيح توسط يکي از فراعنه وبراي تقديم به يکي از خدايان برپا شده بود اين ساختمان که بر بالاي آن کوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي کشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه کرد تا آنگه سر انجام بر اثر زلزله اي کاملا از بين رفت.

ویرایش ۲ :

عجایب هفتگانه به هفت اثر برتر معماری و مجسمه سازی عصر باستان اطلاق می‌شود. این هفت اثر ظاهراً اولین بار توسط یک فنیقیایی یونانی‌الاصل به نام آنتیپاتروس در قرن دوم پیش از میلاد در یک کتاب ثبت شده اما این کتاب نه از نظر هنری ارزشی دارد نه از نظر فلسفی بلکه فقط به منزله کتابچه راهنمایی برای جهانگردان و گردشگران بخصوص گردشگران یونانی بوده است. مشخص نیست که این فرد خودش این آثار را دیده است یا نه. به هر حال آنچه مسلم است این است که وی در زمانی می‌‌زیسته که تمام این شاهکارهای هنری سالم و موجود بوده‌اند و او نمی‌خواست ویرانه‌ها را به همعصران خود معرفی کند. همین طور آثاری که نسبت به یونان در فاصله بسیار دوری قرار داشتند در کتاب وی ذکر نشده‌اند. به این ترتیب آثاری مانند تخت جمشید یا دیوار چین در این فهرست گنجانده نشده‌اند.

نکته دیگر در مورد این آثار انتخاب عدد هفت برای تعداد آنهاست. دلیل این امر هم مقدس بودن این عدد است. عدد هفت چه در گذشته و چه در حال، برای انسان محترم و مقدس بوده بطوریکه تقریباً در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است. مانند هفت روز هفته، هفت هنر، هفت خدای یونان باستان و...

عجایب هفتگانه جهان نام فهرستی اروپا-محور است که برخی نویسندگان قدیمی اروپا برای بی‌همتا فرض کردن تمدن یونان و بخشیدن احساس برتری به اروپائیان آن فهرست و آن نام را درست نموده‌اند. بیشتر سازه‌های ادعایی این فهرست وجود ندارند یا دیگر نیستند. بسیاری از سازه‌های موجود دیگر جهان مانند دیوار چین و تخت جمشید و آنگکور و دیوار بزرگ گرگان می‌توانند در صدر چنین فهرست‌هایی قرار گیرند.

تهیه فهرست کامل عجایب هفت گانه در اصل حدود سده دوم پیش از میلاد کامل شده است و اولین اشاره به تهیه این مجموعه مکتوب در کتاب تاریخ هرودوت آمده است که به سده ۵ پیش از میلاد مربوط برمی‌گردد.

چندین دهه بعد از آن، تاریخ نگاران یونانی درباره بزرگ‌ترین بناهای تاریخی دوران خود شروع به نوشتن کردند. از جمله کالیماکوس (Callimachus) - که در ۳۰۵ تا ۲۴۰ قبل از میلاد می‌زیست - سر کتابدار کتابخانه اسکندریه، «مجموعه‌ای از عجایب جهان» را تهیه کرد. امروز، تمام چیزی که درباره این مجموعه می‌دانیم، همین عنوان آن است و بس، به این دلیل که این کتاب نیز در آتش‌سوزی بزرگ کتابخانه اسکندریه از بین رفت.

فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلاً باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی‌ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده است.

شواهد باستان‌شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرنها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند و برای ما، آنها شواهدی از توانایی انسان هستند.

از زمانهای بسیار قدیم تا کنون، فهرست‌های متعدد و متفاوتی از عجایب هفتگانه به نگارش درآمده است. فهرست اروپا-محور مذکور بدین قرار است:

  • فانوس دریایی اسکندریه
  • هرم بزرگ جیزه
  • تندیس غول‌پیکر رودس
  • نیایشگاه آرتمیس
  • تندیس زئوس
  • باغهای معلق بابل
  • آرامگاه هالیکارناسوس

فانوس دریایی اسکندریه هفتمین مورد عجایب هفتگانه جهان است که در مصر قرار داشت. برجی که بر فراز آن آتشی روشن می‌کردند تا شبها راهنمای ناخدایان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد. این برج در جزیره کوچک فارو بنا شده بود و دلیل کاربرد کلمه فار به معنای چراغ دریایی برای نامیدن این نوع ساختمانها که چراغ راهنمایی برای کشتی است همین مسأله است. برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی بطلمیوس دوم (۳۰۷ - ۲۴۷ قبل از میلاد) به وسیله معماری به نام سوسترات ساخته شد. آنچه تاریخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست. یونانی‌ها می‌گویند این برج در حدود ۲۷۲ متر ارتفاع داشته، ولی اعراب که ۱۰ قرن بعد قدم به مصر گذاردند گفته‌اند ارتفاع خرابه برج به ۱۶ متر می‌رسیده است. این برج روی پایه‌ای چهار گوش بنا شده بود که ۶۹ متر ارتفاع داشت. روی این پایه، برج با مقطعی هشت‌ضلعی و ۳۸ متر ارتفاع قرار داشت و برج ۹ متری دیگر روی آن بنا شده بود که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود. این برج تا قرن ۱۲ راهنمای کشتی‌ها بود ولی در سال ۱۳۷۵ میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اطراف اسکندریه روی داد از بین رفت و از خرابه‌های آن نیز چیزی باقی نمانده است.

 

هرم بزرگ جیزه (اسامی دیگر: هرم خوفو، هرم خئوپس) در مصر از عجایب هفتگانه جهان و در واقع تنها بازمانده این هفت بنای اعجاب آور جهان باستان به شمار می‌آید. پندار بر اینست که این هرم آرامگاه فرعون خوفو از دودمان چهارم بوده است. از اینرو به این هرم، هرم خوفو هم گفته می‌شود. چگونگی ساخت این هرم در مصر باستان هرگز به طور قاطع معلوم نشده و درباره آن دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد. بنا به گفته هرودوت، تاریخ‌نگار یونان باستان، بنای هرم ۳۰ سال طول کشیده است و صدهزار برده برای ساختن آن به کار گرفته شده‌اند.

نظریه دیگری نیز سازندگان هرم را کشاورزانی عنوان کرده است که به دلیل طغیان رود نیل در فاصله ماههای تیر تا آبان، به کار ساختمان می‌پرداختند و برای آن دستمزد می‌گرفتند. طغیان رود به حمل و نقل سنگهای بنا نیز کمک می‌کرد. این سنگها از راه دور آورده می‌شدند و هریک حدود ۵٫۲ تن وزن داشتند. زمان ساخته شدن هرم سالهای ۲۵۸۹ تا ۲۵۶۶ پیش از میلاد تخمین زده شده است و بیش از ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ بلوک سنگی در آن به کار رفته و ارتفاع آن ‐ پس از از بین رفتن ۹ متر از بخش بالای آن ‐ هم اکنون به ۱۴۰ متر می‌رسد. این هرم بزرگ‌ترین و کهن‌ترین هرم جیزه به شمار می‌آید.


سه هرم به شکل جالب با بنای عظیم در محلی به نام " جیزه" نزدیک قاره قرار دارند این اهرام درقرن۲۸ قبل از میلاد توسط سه فرعون به نام‌های کئوس و می کرینوس و کفرن ساخته شده اند. بلند‌ترین هرم هرمی است به نام خئوپس که ارتفاع اولیه ان 147 متر بوده ولی اکنون پس از گذشت 48 قرن بر اثر فرسایش 10 متر از ارتفاع ان کاسته شده است. ساخت این بنا 20 سال به طول انجامیده سنگهای به کار رفته در این هرم از نقاط کوهستانی بسیار دور(از شرق رود نیل) به این محل حمل کرده و در ساختن این بنا به کار برده اند. قرار دادن این سنگها با ابزار اولیه و تراز کردن هرمها به این دقیقی چگونه امکان داشته است؟ در حال حاضر باستان شناسان به تشعشعات خاصی شبیه رادیو اکتیو که از برخی سنگهای درون این هرم ساطع می‌شود برخورده اند. اهرام مصر در حال حاضر توسط دقیق‌ترین و پیشرفته‌ترین وسایل باستان‌شناسی مورد تحقیق قرار گرفته اند. این هرم‌ها مقبره فراعنه مصر می باشد که به صورت مومیائی شده در این مقابر قرار داده شده اند. الای آن ‐ هم اکنون به ۱۴۰ متر می‌رسد. این هرم بزرگ‌ترین و کهن‌ترین هرم جیزه به شمار می‌آید

 

غول رودس نام تندیسی است از هلیوس (Helios) ‐ خدای خورشید ‐ که بقولی در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و به همین دلیل به غول رودس معروف گشته‌است. این تندیس، علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها ۵۶ سال پابرجا بود، از سوی غربیان به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جهان اعلام شده است. بنا به گفته تاریخنگاران این تندیس عظیم حتا در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک تندیس عظیم نبود بلکه نماد اتحاد مردم رودس به شمار می‌رفت.

یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود، شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت یالیسوس (Ialysos)، کامیروس (Kamiros) و لیندوس (Lindos) بوده است. در ۴۰۸ پیش از میلاد، این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری داشت. در سال ۳۰۵ قبل از میلاد آنتیگونی‌های مقدونیه، رودس را محاصره کرد تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.

آنها هرگز موفق نشدند به داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال ۳۰۴ قبل از میلاد، آنتیگونی‌ها محاصره را ترک کردند و مقدار هنگفتی جنگ افزارهای گرانبها برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار اتحاد خود، با پول آن تندیس عظیم را بنا کردند. ساختن این تندیس ۱۲ سال طول کشید و در سال ۲۸۲ قبل از میلاد به پایان رسید. سالها این تندیس در ورودی بندر پابرجا بود تا زمین‌لرزه شدیدی به شهر آسیب فراوان رساند و تندیس را از ضعیفترین بخش آن - زانوهای غول - شکست.

امپراتور مصر هزینه تعمیر آن را به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراتور پذیرفته نشد. باقیماندهٔ تندیس بیش از ۸۰۰ سال بر خاک افتاده بود تا اینکه عربها به فرماندهی معاویه پسر ابوسفیان، در سال ۶۵۴ پس از میلاد مسیح به رودس هجوم بردند. آنها بقایای تندیس را از هم باز کردند و به یک بازرگان یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ۹۰۰ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند .

با توجه به ارتفاع تندیس و عرض دهنه بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که تندیس پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که تندیس یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته می‌شود از آب دور بوده است. هر چه بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده است.

پروژه ساخت تندیس به چارز اهل لیندوس (Chares of Lindos) تندیسگر سپرده شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی تندیس را قالب ریزی می‌کردند. پایه تندیس از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده است. ساختار تندیس به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از آهن و سنگ، پدیدار می‌شد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخش‌های بالایی تندیس، در اطراف آن ساخته شد که پس از پایان کار برچیده شد. تندیس در پایان ۳۳ متر ارتفاع داشت که بر روی پایه‌های مرمرین به بلندی ۱۵ متر قرار گرفت. گفته می‌شود عده کمی می‌توانستند دو دست خود را بر دور انگشت شست او حلقه کنند.

 

در اینکه تندیس غول رودس، اینگونه که در تصویر مشاهده می‌شود، با پاهای گشوده بر ورودی لنگرگاه افراشته شده بوده، شک وجود دارد.

در اینکه تندیس غول رودس، اینگونه که در تصویر مشاهده می‌شود، با پاهای گشوده بر ورودی لنگرگاه افراشته شده بوده، شک وجود دارد.
 

نیایشگاه آرتمیس در نزدیکی افسوس، امروزه چیز زیادی به جز چند ستون از این معبد باقی نمانده‌است

نیایشگاه آرتمیس در نزدیکی افسوس، امروزه چیز زیادی به جز چند ستون از این معبد باقی نمانده‌است
 

تصور یک نقاش قرن 16 (هیمسکرک) از تندیس زئوس

تصور یک نقاش قرن 16 (هیمسکرک) از تندیس زئوس
 
 

باغ‌های معلق بابل یا باغهای معلق سمیرامیس و دیوارهای بابل (عراق کنونی) یکی از عجایب هفتگانه می‌باشد. هردو این آثار ظاهراً به دستور بخت‌النصر دوم (نبوچادنزار دوم NebuchadnezzarII) در حدود سال 60 قبل از میلاد ساخته شده است. این آثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود آنها ابهاماتی هست. در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است. در طول قرنها این منطقه با باغهای نینوا درآمیخته ولی در حکاکی های موجود در آن نواحی روش های انتقال آب رودخانه فرات به ارتفاعی که برای این باغها احتیاج بوده است آورده شده است. این باغها برای خوشحال کردن همسر بخت‌النصر که بیمار بوده است ساخته شده اند. آمیتیس دختر شاه ماد با بخت‌النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار گردد. سرزمین ماد که آمیتیس از آن می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده از گیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود. یکی از دلایل بیماری آمیتیس هم دوری او از سرزمین خوش آب و هوای خود بود بنابراین بخت‌النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را در ارتفاع برای همسر خود بسازد. کلمه معلق که برای این باغها استفاده می شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها بوسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بوده اند بلکه احتمالاً ترجمه اشتباه کلمه ای یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است. استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد: تراسها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستونهای سنگی مکعب شکل توخالی بوده اند که توسط گیاهان پوشیده شده بود. تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.

 

تصور شده توسط باستان‌شناسان قرن بیستمی

تصور شده توسط باستان‌شناسان قرن بیستمی
 
 

این آرامگاه میان سال‌های ۳۵۳ تا ۳۵۰ پیش از میلاد برای پادشاه ایرانی آن محل که ماسول (به یونانی: Μαύσωλος) نام داشت ساخته شد. محل ساخت آن هالیکارناسوس (بودروم امروزی در ترکیه) است. آرامگاه آرتمیس دوم کاریا که خواهر و همسر ماسول بود نیز در همین ساختمان است.

        نگاره‌ای خیالی از آرامگاه هالیکارناسوس
نگاره‌ای خیالی از آرامگاه هالیکارناسوس
 
تصور سه‌بعدی آرامگاه
 
 
 

هفت عدد مقدس :

1)   هرم خﺌپوس

2)   باغهاي معلق بابل

3)   پيكره زﺌوس در المپيا

4)   معبد ارتميس

5)   ارامگاه موزولوس

6)   مجسمه غول پيكر رودوس

7)   فانوس دريايي اسكندريه

هفت چه ويژگيهايي دارد؟

در فلسفه و نجوم مصريان و بابليها, عدد هفت به عنوان مجموع هر دو" عدد زند گي " سه وچهارجايگاه ويژه اي داشت:پد ر و مادر و فرزند, يعني سه انسان پايه و اساس زند گي هستندو عدد چهار مجموع چهار جهت اسمان و باد است. كه از انها باران زند گي زا ميبارد و كشتزارها را بارور مي سازد.براي فيلسوف و رياضيدان يوناني "فيثا غورث" نيز عدد هفت,مفهوم ويژه خود را داشت.كه از مجموع دو عدد سه و چهارتشكيل مي شود:مثلث و (به عنوان  مجموع سه و چهار براي انها  مقدس بود.يهوديان قديم نيز براي عدد هفت معناي ويژه اي قا ﺌل بودند: در كتاب اوا عهد عتيق امده است كه خدا وند جها ن را در شش روز خلق كرده است, در روز هفتم روز سبت ( روز شنبه و روز تعطيل يهوديان) خالق به استراحت پرداخت.موسي در ده فرمان خود از پيروانش مي خواهد كه اين روز ارامش را گرامي بدارند.به اين ترتيب بود كه از دوران باستا ن هفت گانه هاي بيشماري تشكيل شدند يونانيان باستان همه ساله هفت تن ازبهترين هنرپيشگان نقشهاي سنگين  و غمناك و نقشهاي طنز و كمدي راانتخاب مي كردند.انها مانند روميهاي باستان به هنر هفت احترام مي ﮒذاشتند.روم بر روي هفت تپه بنا شده بود. در تعليمات كليساي كاتوليك هفت گناه كبيره (غرور,ازمندي , بي عفتي , حسد , افراط, خشم, كاهلي) و هفت پيمان مقدس(غسل , تعميد, تسليم و تصد يق, تقديس بلوغ , ازدواج, استغفار و توبه, غسل قبل از مرﮒ با روغن مقدس ,در امدن به لباس روحانيون مسيحي ) وجود دارد. براي پي روان محمد (ص) اخرين مكان عروج, اسمان هفتم محسوب ميشود . در ششم تير ماه هر سال , روز ( هفت انسان خوابيده ) مسيحيان  ياد ان هفت برادري را كه در سال 251 بعد از ميلاد, براي عقيده و ايمان خود, زنده زنده لاي ديوار نهاده شدند , گرامي ميدارند. مردم عامي مي گويند اگر در اين روز باران ببارد, به مدت هفت هفته بعد از ان هوا بد خواهد بود.انگاه انسان بايد هفت وسيله مورد نيازش رابسته بندي كند و با چكمه هاي هفت فر سخي خود به ان دورها سفر كند. صورت فلكي خوشه پر وين يا ثريا به عنوان ( هفت ستاره معروف است ) , در حالي كه حتي با چشم غير مسلح  مي توان  در اين صورت فلكي  تا يازده ستاره را ديد. در افسانه ها نيز با هفت سحر اميز  بر خورد مي شود : سوار ريش ابي هفت همسر داشت ,سفيد برفي با هفت كو توله خود پشت هفت كوه زندگي مي كرد, هفت سوسك به همان اندازه  قهرمان كميك شجاعي بودند كه درزي شجاع كوچك  كه هفت مگس را با يك ضربه ميزد و به همين ترتيب  تعداد بيشماري  هفتگانه در تمام دنيا وجود دارد. چه كسي براي اولين بار عجايب هفتگانه جهان را به قلم  كشيد ؟  يكي از هفتگا نه هاي  عجيب جهان  به نويسنده  فنيقي  (انتيپاتروس) سيدوني  (سده دوم  قبل از ميلاد)نسبت داده مي شود . كتاب او به هر حال  نه داراي  ديدگاه فلسفي بود و نه  يك كتاب هنري محسوب مي شد, بلكه فقط راهنماي ساده براي سفر در عهد باستان بود. انتيپاتروس در سفرهايش اگر اصلا خود به اين سفرها رفته باشد و فقط بر اساس شايعات  گزارش نكرده باشد عموما راههاي  تجاري معروف ان زمان را دنبال مي كرد او فقط يكي از عجايب  هفتگانه را در يونان يافت : پيكره زﺌوس  اثر فيدياس در المپيا . او در اسياي صغير معبد ارتميس  د ر   افسوس  و ارامگاه شاه مازولوس  را در جزيره  رودس  و مجسمه غول پيكري  را كه مجسمه  هليوس خداي خورشيد بود را در افريقا  و فانوس دريايي اسكندريه  و هرم خﺌپوس  در شهرگيزه و بالا خره  در اسياي دور  باغهاي معلق ملكه سميراميس را در بابل توصيف كرد.